4-در دعوات راوندي نقل می باشد كه حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند : هر كس هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه از روي محبت و شوق بر من صلوات فرستد حق می باشد بر پروردگار متعال _ جلت عظمته _ كه گناهان آن شب و روز وي را بيامرزد .

5-نيز از آن حضرت مروي می باشد كه فرمودند شبي در خواب ، عمويم حمزه بن عبدالمطلب و پسر عمويم جعفر بن الي طالب _ سلام الله عليهم _ را ديدم در حالي كه پيش آنها طبقي از سدر بود . پس ساعتي از آن ميل كردند و سپس آن سدر مبدل به انگور گرديد . پس يك ساعتي هم از آن خوردند و آن انگور ، رطب گردید . يك ساعتي هم از آن رطب ميل كردند . من نزديك ايشان رفتم و گفتم پدرم فداي شما باد ! چه عملي كرده ايد كه از همه اعمال ، افضل و برتر بوده می باشد ؟ گفتند : پدران و ماردان ما فداي تو باد ! افضل اعمال يعني صلوات بر شما و سقايت حاج و محبت و دوستي امير المومنين علي (ع) را انجام داده ايم .

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

6- از آن حضرت روايت شده كه هر كس در مكتوبي صلوات بر من فرستد تا زماني كه نام من در آن كتاب می باشد پيوسته فرشتگان براي او استغفار مي كنند .

اي رسول خدا ! ما نيز مي گوييم : اللهم صل علي سيدنا محمد و آله مااختلف الملوان و تعاقب العصران وكرا الجديدان و استقبل الفرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بيته منا التحيه و السلام .

يعني بار خدايا بر آقاي ما محمد و آلش به مقدار تفاوت رنگ ها و گذشتن عصرها وزمان ها و خلق شدن جديدها ، شماره هاي ديده شدن غروب و طلوع ستارگان درود فرست و از طرف ما درود و سلام بر روح او و اهل بيتش برسان . اكنون براي تيمم و تبرك ، ذكر مبارك ذيل را نقل مي كنيم كه مواظبت بر خواند آن بسيار فايده دارد :

((اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بنيها بعدد ما احاطه به علمك واحصي به كتابك ))

يكي ديگر از زيارات معتبر كه قيد شده هر كس به اين زيارت ، زهراي مخدره مظلومه را زيارت كند و از حق تعالي طلب عفو و آمرزش كند پروردگار گناهانش را ببخشد و او را داخل بهشت فرمايد اين می باشد : (( السلام عليك يا سيده نساء العالمين . السلام عليك يا والده الحجج علي الناس اجمعين . السلام عليك ايتها المظلومه الممنوعه حقها . اللهم صل علي ام نبيك وابنه نبيك و زوجه وصي نبيك صلواه تزلفها فوق زلفي تبارك المكرمين من اهل السموات و اهل الارضين .))

7- مرحوم شيخ كليني _ رضوان الله عليه _ از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند:

هر گاه ذكر پيامبر _ صلوات الله عليه _ گردد پس بر آن حضرت و آلش بسيار صلوات فرستيد . پس بدرستي كه هر كس يك مرتبه صلوات بر پيامبر وآل او فرستد حق تعالي بر او هزار صلوات در هزار صف از ملائكه بفرستد و چيزي باقي نماند از مخلوقات الهي مگر آن كه به جهت صلوات ، خداي علي اعلي و ملائكه براي آن بنده ، صلوات فرستند . پس كسي كه از اين كار ، معرض باشد مانند مردم مغرور جاهليت می باشد كه بي زار از خدا و رسول و اهل بيت او بودند .

شيخ صدوق _ رحمه الله _ در معاني الخبار از حضرت صادق ( ع) روايت كرده كه آن امام همام در تفسير آيه شريفه (( ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و آله تسليما )) فرمودند : صلوات از جانب خداي تعالي رحمت می باشد و از ملائكه تزكيه مي باشد و از مردم ، دعاست . و نيز در همان كتاب آمده می باشد كه راوي سئوال كرد ما چگونه بر محمد و آل او صلوات فرستيم ؟ امام فرمودند: بگوييد : (( صلوات الله و صلوات ملائكته و انبيائه و رسله و جميع خلقه علي محمد و آل محمد . و السلام عليه و عليهم و رحمه الله و بركاته )) و بعد حضرت فرمودند : ثواب آن پاك شدن از گناهان مثل روزي می باشد كه از مادر متولد شده می باشد .

8- مرحوم شيخ ابوالفتوح رازي _ قدس سره _ از حضرت رسول (ص) روايت كرده كه فرمودند : در شب معراج زیرا به آسمان رسيدم ملكي را نظاره كردم كه هزار دست داشت و در هر دستي هزار انگشت . و با آن انگشتان ، مشغول به حساب و شماره كردن بود . از جبرئيل سئوال كردم كه اين فرشته كيست و چه چيزي را حساب مي كند ؟ گفت : اين فرشته موكل قطرات باران می باشد و محاسبه مي كند كه چند قطره باران از آسمان به زمين نازل شده می باشد . پس به آن فرشته گفتم : آيا مي داني از زماني كه پروردگار ، دنيا را خلق كرده چند قطره باران به زمين فرود آمده می باشد ؟ پاسخ داد : اي رسول خدا ! قسم به آن پروردگاري كه تو را حقا به رسالت جهت هدايت مردم انتخاب كرده نه تنها مي دانم چند قطره باران بر زمين باريده بلكه به دقت مي دانم كه چند قطره در دريا ، چند قطره در بيابان ، چه مقدار در معموره ها ، چه اندازه در بستان ها و باغ ها و چه ميزان در شوره زارها و قبرستانها باريده می باشد . حضرت مي فرمايد : من از اين مقدار حفظ و دقت امر او در محاسبه و شگفت زده شدم كه آن فرشته عرض كرد اي رسول خدا ! با اين همه قدرت حفظ و محاسبه و اين همه دست ها و انگشتان كه دارم به حساب كردن يك چيز قادر نيستم . پرسيدم : آن حساب كدام می باشد ؟ پاسخ داد : قومي از امت شما كه در محلي گرد مي آيند و نام شما نزد آنها برده مي گردد پس همه با هم صلوات مي فرستند ولي من با اين همه توانايي كه دارم قدرت آن را ندارم كه ثواب اين صلوات را شماره كنم !

9- مرحوم شيخ كليني _ رحمه الله _ نقل مي كند كه هر كس در عصر روز جمعه ، هفت بار بگويد : اللهم صل علي محمد و آل محمد الوصياء المرضيين بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك والسلام عليه و عليهم و علي ارواحهم و اجسادهم و رحمه الله و بركاته . خداي تعالي به عدد هر يك از بندگانش بر او حسنه اي عطا كند و اعمال آن روزش مقبول گردد و در روز قيامت در حالي كه بين ديدگانش نور درخشنده اي باشد محشور گردد.

10- روايت شده هر كس پس از نماز صبح و عصر بگويد : (( اللهم صل علي محمد و ال مححمد و عجل فرجهم )) نميرد تا امام قائم حضرت ولي عصر _ عجل الله تعالي فرجه _ را درك نمايد .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تذكره نوريه

شايد سئوال گردد كه چرا درود و صلوات بر آن وجود گرامي منشأ اين همه ثواب و خير می باشد ؟ در پاسخ اين پرسش نيكو جا دارد شمه اي از حالات نيكوي آن خير البشر را ذيلا” بازگو نماييم . يكي از صفات برجسته رسول بزرگوار ما _ صلوات الله و سلامه عليه _ حسن خلق و خوشي رفتار می باشد و مسلما” اين ويژگي نيك يكي از عوامل علو مقام آن حضرت مي باشد .

از انس بن مالك روايت می باشد كه مي گويد :

روزي در خدمت رسول الله (ص) بودم و بر تن آن جناب ، بردي قرار داشت كه حاشيه و كنار آن ضخيم بود . ناگاه عربي بيابان گرد وارد گردید و رداي حضرت را گرفت و كشيد به طوري كه حاشيه ردا ، در بن گردن رسول خدا اثر كرد و خط انداخت . سپس رو به پيامبر ( ص) كرد و گفت : اي محمد ! از مالي كه نزد توست بر اين دو شتر من بار كن زيرا كه آن مال خداست نه مال تو و نه مال پدرت و من نيز بنده خدايم . حضرت در پاسخ وي سكوت اختيار كرد و آن گاه فرمودند : مال از آن خداست و من هم بنده خدايم . و ادامه دادند اي اعرابي ايا براي اين كار ، قصاصت كنم ؟ عرض كرد : نه ! فرمود چرا ؟ عرض كرد : زيرا كه شيوه پسنديده و خلق كريم شما آن می باشد كه بدي را با بدي مكافات نمي كني ! حضرت تبسمي كردند و امر فرمودند به يكي از شترانش جو و به شتر ديگرش ، خرما بار كردند و به او مرحمت فرمودند .

روايت ديگر به نقل از عصام بن مصطلق شامي می باشد كه مي گويد وقتي به مدينه معظمه وارد شدم حضرت امام حسين (ع) را نظاره كردم . منظر نيكو و روش پاكيزه آن حضرت مرابه تعجب آورد . پس حسد وادارم كرد تا آن بغض و عداوتي را كه در سينه از پدر بزرگوارش داشتم ابراز كنم . لذا جلو رفتم و گفتم تو پسر ابوترابي ؟! ( اهل شام حضرت اميرالمومنين (ع) را با لقب ابو تراب ياد مي كردند و گمان مي كردند كه با اين كنيه ، حضرت را به نقص و كاستي نسبت مي دهند و حال آن كه هر گاه به آن امام همام ، ابو تراب مي گفتند از بس كه از اين نسبت مسرور مي گردید مثل گل محمدي شكفته مي گشت و گويا حله اي به آن حضرت پوشانده مي گردید ) امام حسين (ع) فرمودند : بلي ! عصام مي گويد : (( فبالغت في شتمه و شتم ابيه )) يعني هر چه توانستم از دشنام و ناسزا به آن حضرت و پدر بزرگوارش نثار كردم ! راوي مي گويد : (( فنظره الي نظره عاطف و رئوف))

آن بزرگوار از روي عطوفت و مهرباني نظري بر من انداخت و فرمود : اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمان الرحيم . (( خد العفو و امر بالمعروف و اعرض عن الجاهلين … الي قوله تعالي ((ثم لا يقصرون ))

جالب می باشد بدانيد اين آيات شريفه به مكارم اخلاقي تصریح دارد كه حق تعالي پيامبرش را به آن خطاب و مودب فرموده مانند آنكه دستور مي دهد با مردم جاهل با حسن خلق و محبت و مودت رفتار نما و اگر جسارتي كردند آنها را عفو كن و از تقصير آنها در گذر . بعد امام حسين (ع) به عصام فرمود : ( خفض عليك استغفرالله لي و لك ) يعني آسان و سهل كن كار را بر خود ( از اسب غرور و نخوت پياده شو تا با همراه هم برويم ) و از خدا براي من و خودت صلب آمرزش نما كه اگر تو از ما ياري طلبي همانا ياري ات مي كنيم و اگر چيزي بخواهي بر تو عطا خواهيم كرد و اگر طلب ارشاد كني راهنمايي و ارشادت مي نماييم . عصام مي افزاد : من از آن جساراتي كه به امام كردم پشيمان و خجل گشتم ولي آن (ع) بفراست حال شرمساري مرا دريافت و فرمود : (( لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو ارحم الراحمين )) كه البته اين ايه شريفه دلالت دارد بر كلام حضرت يوسف _(س) _ به برادران خود در مقام عفو و اغماض از تقصيرات و بدي هايي كه در حق وي نموده بودند . يعني امروز عقاب و سرزنشي بر شما نيست و خدايتان بيامرزد كه اوست مهربان ترين مهربانان . و بعد امام حسين (ع) فرمودند : ايا از اهل شامي ؟ عرض كردم : بلي ! فرمود ((شنشه اعرفها من اخزم )) و اين ضرب المثلي می باشد كه حضرت به آن استناد جست و حاصلش اين می باشد كه اين ناسزا و دشنام گفتن به ما بر عادت و خوي اهل شام می باشد كه معاويه به انها ياد داده می باشد . سپس امام ( ع) فرمود : حيانا الله و اياك . هر حاجتي كه داري با انبساط و گشاده رويي با من در ميان گذار و آن را از من بخواه كه خواهي يافت بر من گمان نيكو و خوب .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

عصام مي گويد : زیرا اين گونه اخلاق حسنه و ملكات فاضله را كه پیش روی آن همه جسارتها و ناسزاها از من سر زد از آن جناب نظاره كردم چنان از شرمساري و خجلت ، دنيا بر من تنگ و تاريك گردید كه مي خواستم زمين شكافته گردد و مرا به كام خود فرو برد و بميرم . ناچار آهسته آهسته در حالي كه به مردم پناه مي بردم از خدمت حضرت (ع) بيرون آمدم به گونه اي كه حضرت مرا نبيند و بعد از آن مجلس ، ديگر كسي محبوب تر از آن حضرت و پدر بزرگوارش در نزد من نبود . صاحب كشاف در ذيل آيه شريفه (( لا تثريب عليكم اليوم )) كه فوقا” ذكر گردید و حضرت سيد الشهداء (ع) به آن استناد جست روايتي از حسن خلق يوسف صديق نقل كرده كه ذكرش در اين جا مناسب می باشد : برادران يوسف پس از آن كه حضرت يوسف (س) را شناختند به وي پيغام دادند كه زیرا تو ما را به شام بر سر سفره ات مي خواني ما بخاطر آن تقصيراتي كه از ما بر عليه تو سر زده شرمگين شده و حيا مي كنيم ! يوسف (س) فرمود : چرا شرمگين مي شويد در حالي كه شما سبب عزت و شرف و آبروي منيد زيرا اگر چه من بر اهالي مصر سلطنت و فرمان روايي دارم ولي آنها به همان چشم اول به من نگاه مي كنند و مي گويند (( سبحان من بلغ عبدا” بيع بعشرين در همأ مبلغ )) .

يعني منزه می باشد خدايي كه بنده اي را كه به بيست وپنج درهم خريده شده به اين مرتبه از رفعت و عظمت رسانيد و عزيز مصرش كرد . ولي اكنون من بخاطر شما شرف و شخصيت .و موقعيت پيدا كردم و در چشمها بزرگ گشتم زيرا مردم دانستند كه شما برادران منيد و من غلام و بنده نبوده ام بلكه نواده حضرت ابراهيم خليل (س) هستم . لذا از اين به بعد مرا بزرگ و بزرگ زاده مي دانند . با اين بيان شيوا و زيبا ، برادران خود را استمالت كرده و ساكتشان نمود تا ديگر خجالت نكشند. همچنين روايت شده زیرا حضرت يعقوب نبي و يوسف صديق (س) به يكديگر رسيدند ، حضرت يعقوب پرسيد اي فرزند عزيزم ! بيان كن كه چه بر سرت آمد و برادرانت با تو چه كردند ؟ يوسف پاسخ داد : پدر از من مپرس كه برادرانم با من چه كردند بلكه سئوال كن كه حق تعالي با من چه كرد !

موقف حساب

از توقف گاههاي خطير روز رستاخيز ، موقف حساب می باشد . خداي بزرگ در آيه اول سوره انبياء مي فرمايد (( اقترب للناس حسابهم و هم في غفله معرضون )) يعني : براي مردم حسابشان نزديك شده و آنان در بي خبري رويگردانند . و در آيه 8 سوره طلاق مي فرمايد : (( و كاين من قريه عتت عن امربها و رسله فحاسبنا ها حساباًشديدا ))

يعني : و چه بسيار شهرها كه از فرمان پروردگار خود و پيامبرانش سرپيچيدند و از آنها حسابي سخت كشيديم …

1- شيخ صدوق _قدس سره _ از طريق اهل بيت ( ع) از رسول اكرم (ص) روايت كرده كه فرمودند : در روز قيامت نمي گذارند بنده قدم از قدم بردارد مگر اين كه چهار چيز را از وي سئوال كنند .

از عمر او كه در چه چيز فاني و تمامش كرده ، از جواني او كه در چه راه تباه و گذرانده ، از مالش كه از چه راهي به دست آورده و در چه راهي خرج و صرف نموده می باشد و نيز از محبت ما آل البيت .


پاسخ دهید